تبليغاتX
جامعه شناسی ادبیات

جامعه شناسی ادبیات

طاعون؛ روايت يک جامعه

شخصيت اصلي رمان طاعون، نه دکتر ريو بلکه شهر اران است. اگرچه دکتر ريو يکي از شخصيت هاي اصلي رمان؛ بلکه راوي آن مي باشد، اما روايت او از شهر اران، روايتي از يک انسان است. انساني که هست،- با تمام روزمرگيش- در شرايط سختي- که همان رواج طاعون است- قرار مي گيرد، با تمام حالات انساني خاص خودش، رنج مي کشد، افسرده مي شود و هنگاميکه بيماري رخت بر بست، شاد مي شود و باز برمي گردد به همان روزمرگي هميشگي.

رمان با توصيفي از شهر اران و با ذکر زمان وقوع حادثه آغاز مي شود که به نظر آغازي کلاسيک مي آيد.

طاعون روايت يک جامعه است؛ دسته بندي ها و شرح ريز به ريز رفتار و حالات مردمان اران با تمام جزئیات آن در هر مرحله از بيماري.

گويي در مقابل اين روزمرگي تجاري، طاعون با موش هايي که خون بالا مي آورند، سر بر مي آورد، تا اران را در خود فرو برد.

نقطه ی اوج رمان، زماني است که کامو، لحظه به لحظه، عذاب يک کودک معصوم- و از نظر پانلو بي گناه- را ترسيم مي کند. کودک در مقابل چشمان دکتر ريو، پانلو و خواننده درد مي کشد، ملافه را چنگ مي زند، فرياد مي کشد، و درست در مقابل چشمان آنها و خواننده، مي ميرد.

به نظر من اين قسمت از رمان شاهکار است. واقعه اي که دکتر ريو را به سوي کفرگويي مي کشد. کفري سرچشمه گرفته از بي عدالتي که در کشمکش هاي بين پانلو، کشيش اران با دکتر ريو، ادامه مي يابد.

از نطر انسان مذهبي اي چون پانلو، طاعون بي شک يک بلاي آسماني است. يک عذاب الهي براي انسان هاي گناهکار.

اين کشمکش ها در ابعادي بزرگتر، در اران تکرار مي شود. مردمي که براي شنيدن سخنراني پانلو مي روند و يکشنبه ها به کليسا؛ و مردمي که هر شب تا دير وقت، به ميگساري مشغولند.

کامو در اين ميان تنها روايت کننده است. هر شخصيتي حرف ها و اعتقادات خود را دارد و آنها را بيان مي کند و خواننده هيچ تحميلي را احساس نمي کند.

طاعون براي بررسي در کلاس جامعه شناسي ادبيات، کتاب مناسبي بود. مي گويم "بود" چون کتاب ديگري انتخاب شده است.

من آن را براي ترم هاي بعدي به جناب دکتر جوادي پيشنهاد مي کنم.

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 22:5  توسط زهرا مينائي  | 

لحظات زندگی

گذرانی پر از حادثه

یادگار دوران خاطره های فراموش نشدنی

از ترسیدن ها وبار سنگینی ایام وتجربه های سرد وسخت

اما......

دوباره پرواز خواهم کرد

رها وسبکبال در کهکشان های دور دست

زیبایی ها را جستجو خواهم کرد

+ نوشته شده در  جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 18:8  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تربیت معلم  | 

تحليل كتابفروشي خوارزمي به عنوان يك شخصيت اجتماعي / سوده منصوري

شاخصهايي كه براي تحليل يك شخصيت اجتماعي درنظر گرفته ام : منزلت اجتماعي؛ طبقه اقتصادي؛ وضعيت فرهنگي؛ نوع روابط اجتماعي؛ خط فكري؛ نژاد و تعلقات نژادي؛ همنوايي با جامعه يا كجروي؛ فردگرايي يا جمع گرايي؛ مدرن يا سنتي؛ بروبلماتيك بودن يا دچار روزمرگي است و كتابفروشي خوارزمي را به دليل جاذبه اي كه اين كتابفروشي برايم دارد؛ انتخاب كرده ام. و در تمام مقاله از كتابفروشي با نام خوارزمي ياد مي كنم.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه نهم تیر 1386ساعت 8:53  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تهران  | 

کتابخانه ی مجازی(دیجیتال) / مریم رحیم پور - مریم پیمان

                                                كتابخانه ي  مجازي

 

 

با روند روبه گسترش فناوری اطلاعاتی،کتابخانه ها به تدریج، ازحالت یکنواخت و سنتی خود خارج می شوند.بدین ترتیب،کتابخانه هااحساس می کنند که باید با جریان روبه پیشرفت فناوری اطلاعات حرکت کنند.بايد دانست كه  کتابخانه ی ديجيتال محيطی است که به محققين و پژوهشگران اين امکان را می دهد که بدون صرف وقت و هزينه ی زياد آنهم در کنار انبوهی از امکانات مهم تحقيقی ، به منابع مورد نياز خود دسترسی پيدا كرده و نتايج مطلوب و ارزشمندی را کسب نمايند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 22:41  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تهران  | 

دختر رعیت/زهره حسینی

داستان مربوط به دختر رعيت اثر به آذين

دوران حكومت رضاخان و سلطه نظام ارباب رعيتي بوده است و در اين بين سرزمين گيلان نيز به شدت تحت انقياد نظام حاكم قرار داشته و شخصيت اصلي داستان دخترك كوچكي است كه درگير ستم هاي وارد شده ناشي از اين دوران است . صغري دختركي است كه مادرش را در زمان تولد از دست داده به اين ترتيب او مانده و خواهر بزرگتري كه تنها 9 سال دارد و پدر زحمتكشي كه تلاش شبانه روزي اش كفاف زندگي فقيرانه و انتظارات اربات را نمي دهد . نگهداري و رسيدگي از دو دختر كوچك و كار مداوم در مزرعه ،‌خارج از توانايي احمد گل است . بنابراين تصميم مي گيرد كه دختر بزرگترش را در خانه اربابي در رشت بگذارد تا هم از او مراقبت كنند هم با كاركردن مخارج خود را تأمين نمايد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 17:7  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تربیت معلم  | 

شازده احتجاب و جستجوی تباه خودشناسی/ سجاد شیر محمدی

این داستان با بهره گیری از صنعت سیال ذهن ، روایتگر سفر درونی و خاطرات ذهنی آخرین بازمانده نسلی است که آخرین لحظه های زندگی را طی میکند و ضمن به چالش کشیدن یک ذهن،یک دوره از تاریخ ایران را مطرح میکند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386ساعت 18:0  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تربیت معلم  | 

نمرات درس جامعه شناسی ادبیات - تربیت معلم

برای مشاهده نمرات به اینجا مراجعه کنید
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت 22:23  توسط   | 

تحلیل جامعه شناختی از یک کتابفروشی در گوهردشت / حوا جدی

 در سه راه گوهر دشت کرج کتابفروشی اندیشه زیر پل در حال تجهیز و ساخت قرار دارد ساختمتنهای مجاور ان را بانک کشاورزی,سوپر مارکت,فروشگاه البسه,ساختمان پزشکان,تشکیل می دهد و درروبروی کتابفروشی دفتر اسناد رسمی,اموزشگاه موسیقی و چند اموزشگاه برای کنکوریها به چشم می خورد. کتابفروشی به چهار بخش مجزا تقسیم شده است.در سمت راست کتابفروشی که نسبت به بخشهای دیگر نیز شلوغ تر بود کتابهای رمان,مذهبی,هنری,پزشکی,روانشناسی,تاریخی, اموزشی و...وجود دارد.در وسط فروشگاه میزی قرار داشت که اکثر انها در اندازه های جیبی بودند وبیشتر کتابهای جیبی روی پیشخوان را کتابهای جبران خلیل جبران,برایان ترسی وپائولوکوئیلو تشکیل می دادند

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 11:18  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تربیت معلم  | 

تحلیل جامعه شناختی رمان "هما"/ فاطمه ی رفیعی آتانی

"هما"، داستان مردی به نام "حسنعلیخان" است که در پی مرگ دوست عزیزش، سرپرستی همسر ودختر نوجوان او را بر عهده می گیرد و از آنجا که خود مردی ادیب ، فاضل و تحصیلکرده  است، به تربیت دختر که هما نام دارد،می پردازد تا از او زنی با سواد و وطن پرست بسازد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 7:38  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تهران  | 

تحلیل جامعه شناختی کتابفروشی/نازگل باقری

ساعت نزدیک 2 بعد از ظهر است و من در حال جستجوی کتاب مورد نظرم در خیابانها پرسه میزنم.با خود فکر مینم این موقع هیچ جایی باز نیست و بهتر است زمان دیگری برای خرید کتاب بیایم.در همین افکار بودم که ناگهان چشمم به یک کتابفروشی میرسد باور نمیکردم در آن موقع از ظهر،آن کتابفروشی باز بود.برایم جالب بود ناگهان یاد کارنوشت جامعه شناسی ادبیاتم افتادم،حتما موضوع خوبی برای تحقیق میتوانست باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 15:50  توسط نیمسال دوم 86-85 دانشگاه تربیت معلم  |